تبلیغات
ΔΨ!!!...Exotic Stories...!!!ΨΔ


ΔΨ!!!...Exotic Stories...!!!ΨΔ

♥☺온유♥키♥ 난 널 사랑해☺♥



salam...be webe man kho6 umadid.hamatoon dg be 

ehtemale ziad mano (Mahshad) mi6nasid pas dg niazi be

moarefi ni3t!

man inja toye in web dastan haye tarsnak va ajib

minevisam.hala badan khodetoonam manie ajib ro

 mifahmin!!!

khob dg age mayel be tabadole link boodin hatman behem

 begin

:inam esme un yeki webe


we love you ...shinee




نوشته شده در جمعه 21 بهمن 1390 ساعت 12:42 ق.ظ توسط MaHi SHINee نظرات


...سلااااااااااااااام...
چه طورین؟؟؟بریم سراغ پارت 3؟؟؟
هیهیهی.....
راستــــــــــــــــــــــــــــــی...من خیلی نارااااااحتم...اصلا دوست ندارم مدرسه ها شروع بشن حالا نه فقط از لحاظ درس خوندن بیشتر از این لحاظ که دیگه از نت میرم و خیلی کم میاااام...داستانام میمونن...تازه من اگه داستان ننویسم افسردگی میگیرم...اگه هم بنویسم و نذارم بازم بدتر افسردگی میگیرم...اههههه...چه گیری کردیمااااااااااااااا...
اعصابم خش خشیه...
برین ادامه مطلب...
اههه اهههه اههههه...





ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 22 شهریور 1391 ساعت 01:29 ق.ظ توسط MaHi SHINee نظرات داستان


سلااااااااااااام...
من اومدم با پارت دوم Ψ•HOUSE OF HORRORS•Ψ بچه ها از اینجا به بعد داستان یکم حال بهم زن و چندشی میشه...با اتفاقاتی که میوفته...خب دیگه حرف خاصی ندارم که بگممم...کاش پارت بعدی رو هم بتونم زود بتایپمو بذارم...حالا بستگی به حسسم داره که ببینم میاد یا نه...!باید خودش بیاددیگه بفرمایین...ا.د.ا.م.ه...م.ط.ل.ب...





 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 20 شهریور 1391 ساعت 04:25 ق.ظ توسط MaHi SHINee نظرات داستان

سلااااااااااااممم... بالاخره این داستانمم شروعیدم...بفرمایین ادامه مطلب تا بفهمین موضوع از چه قراره...!
راستی اینم واسه ی اونایی که نمیدونن میگم...:

(Mahshad&Jonghyun)

(Mahsa&Onew)

(Ayda&Kim bum)

(Negin&Minho)

(Nasim&Kibum)

(Azita&Taemin)


چیه؟؟؟ سکته نکنین یه وقت...!! اینا خواهر برادرن...! 
 بفرمایین ادامه مطلب...




ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 19 شهریور 1391 ساعت 10:56 ب.ظ توسط MaHi SHINee نظرات داستان


سلاممم...خوووووووووووبین؟؟؟
من اومدم با خبر داستان جدیــــــــــــــــــــــد...اسمش هست House Of Horrors(خانه ی وحشت) و امیدوارم که خوشتووووون بیاد...خب یه باره دیگه هم معذرت خواهی میکنمممممم واسه اتمام داستان ANGELS
ولی خب حالا این چیزا رو بیخیااااااااال...داستان جدید رو که اصلا معلوم نیس کی شروعش بکنم رو بچسب! خب دیگه چه بگوووووووویم؟؟؟!
خب اینم از شخصیت های داستان...


MAHSHADONEW
MAHSATAEMIN
AYDAJONG HYUN
NEGINKIBUM
NASIMMINHO
AZITAKIM BUM

خب اینم از شخصیت ها...ما بالاخره دوباره دوره هم جمع شدیم...نگینی نسیمی آزیتایی مهسایی و آیدایی اینم از اون داستانی که بهتون قولش رو داده بودممم...خودم که دیوونه ی این داستااااانم...اصن از داستانای وحشتناک خعلی خوشم میاد...بالاخره وب دوباره اون جنبه ی ترسناکش رو به خودش گرفت...!
ای جاااااااااااااااااااااااان...
کاش توی مدرسه ها بتونم حداقل هر 2هفته یه بار رو بیام تا بتونم این داستان رو آپ کنممم... هییییییییییییییییییییه... باید ببینم که وقت میکنم یا نه...چون درسای کامپیوتر سنگینن و منم از امسال تصمیم گرفتم که حسابی خر خونی کنم...!
خب دیگه چی بگممممممممممم...؟ امیدوارم خوشتون بیاااااااااااااد...بهلی...
دیگه فعلا تا پارت اول خدافظ...



نوشته شده در جمعه 17 شهریور 1391 ساعت 05:33 ق.ظ توسط MaHi SHINee نظرات

سلاااااااااااام...
اممممممممممممم...
نمیدونممم چی باید بگمممممم؟ دوس ندارم اینو بگم ولی............متاسفم...دیگه این داستان رو ادامه نمیدممم...لطفا نپرسید که چرا چون نمیتونم جوابی بهتون بدم ولی..........دیگه این داستان رو نمیتونم ادامه بدم...خیلی سره این داستان شوق و ذوق داشتم و دارم ولی...یه حس بدی دارم و نمیتونم ادامه ش بدم...و من واقعا متاسفممممم...از همه ی کسایی که توی این داستانن...نگینی آزیتایی مهسایی مهشادی و بیتایی...
خب دیگه چیزه خاصی ندارم که بگمممم...خبر داستان جدیدم هم تا چند مین دیگه میذارممم....
عااااااااااااااااااااااااااااااشق همتونم...






نوشته شده در جمعه 17 شهریور 1391 ساعت 01:22 ق.ظ توسط MaHi SHINee نظرات

                             

دیگه سلام نمیکنم
 اینم از آخرین پستی که توی این مدت میذارم...دیگه پست بعدی میره تا .................نمیدونم کی وقتی برگشتم... ببخشین اگه جای خیلی حساس تموم میشه ولی خب دیگه مزه ی داستانم به همین چیزاشه... عاشقتون هستم و میمونم...حالا هم میتونین برین ادامه مطلب
                               






ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 3 شهریور 1391 ساعت 06:38 ب.ظ توسط MaHi SHINee نظرات داستان



سلاااااااااام...
وایییییییی بالاخره پارت 2 رو آپیدم فعلا اینو بخونین اگه وقت شد بترکونیم و نظرات زیاد شد شبم قسمت بعدی رو میذارم که حساسه... بفرمایین ادامه مطلب...





ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 3 شهریور 1391 ساعت 04:22 ب.ظ توسط MaHi SHINee نظرات داستان


سلااااااااام                                                                           
من مرخصیم تموم نشده ها گفتم میرم مهر میام ولی...فعلا که اومدم با پارت اول شاید این داستانه رو هر چند وقت یه بار آپ کنم...ولی معلوم نیس که کی؟!!هر موقع وقت کنم آخه خوشم نمیاد این وبم همین جوری تعطیل مونده خاک گرفته...چند شب پیش یه گردگیری حسابی اینجا رو کردم الان کمرم هنوز درد میکنه!! امیدوارم خوشتووووووووووون بیااااااااد




ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 21 مرداد 1391 ساعت 04:13 ب.ظ توسط MaHi SHINee نظرات داستان

سلامی گرم به همه ی شما عزیزان من...!!
سلامی بر گرمی آش که با پیاز داغ روش نوشته مرامت منو کشته!!
خب امیدوارم که مثل همیشه خوب باشین و سرحال و سر زنده مثه خودم
من امشب که الان دیگه نزدیکای صبحه اومدم تا واستون داستان بعدی رو مشخص کنم و اینکه شخصیت های داستان رو واستون بگم
کسی هم حق نداره ازم ناراحت بشه ها......
اینم بگم که ماری و آیدا شماها رو توی داستان بعدیم میارم....من خودم مشتاقانه منتظره داستان بعدیمم چون خیلی میدوستمش و عاشخشممممم
بعضیا میدونن که داستان بعدیم چیه و بهشون گفتم...البته اینم خیلی قشنگه..... امیدوارم که مثل همیشه داستان خوبی از آب در بیاد....خب اسمش که معلوم شده دیگه ANGELLS 




خب حالا کی آماده س که بریم واسه معرفی شخصیت ها؟؟؟
همه آمادن؟؟؟
خوبه حالا چرا میزنی خو دارم شوخی میکنم بی جنبه!!

اینم از شخصیت هاموووووووون:

●●●●●●●●●●●●●●●●

Mahshad-------------Onew


Mahsa---------------Taemin

Negin----------------Kibum

Bita---------------Jonghyun

Azita--------------Kim bum


خب اینم از شخصیت های داستانمووووووون....خوب دیگه راضی باشین ازم ناراحت نباشین چون اصن خوشم نمیاد که کسی از دستم ناراحت باشه
اگه دیگه کاری ندارین از حضورتون مرخص میشم برم به کارای دیگه م برسم
وای که من چقدر سرم شلوغهه....!
راستی آجی بیتایی دیدی که بالاخره آوردمت تو داستانم؟
راستی یه چیزه دیگه...نظرتون راجع به قالب وبم چیه؟ باحال شده؟؟؟
به داستان میخوره...فعلا یکم این میمونه بعد وسطای داستان عوضش میکنم.....
جمله ی همیشگی عاشختونم  بای تا هایییییییییییییی...



نوشته شده در دوشنبه 26 تیر 1391 ساعت 02:51 ق.ظ توسط MaHi SHINee نظرات Angells

سلام بچه ها اینم از پارت آخر داستانمون...امیدوارم که از این داستان هم خوشتون اومده باشه امشب،یا فردا، یا پس فردا هم خبر داستان بعدیش یعنی AngellS رو میذارم و نقش هایی که توی داستان هستن...
خب دیگهههه چی بگم..........حرف خاصی ندارم فقط برین و بخونین...
و راستی یه چیزه دیگه حال کنیـــــن...چقدر زود به زود داستان میذارم...شبم فن فیکشن رو میذارم گفتم که بدونید و بعدا اون وبم یه سر بزنین...یعنی همین جا:












خب الانم دیگه وقت رفتن به ادامه مطلبه...
فقط اینو بگم که لطفا به انحرافات کشیده نشین یه عکس دیگه هم ادامه مطلب منتظر شماس....بریــــــــــــن بدویین دیگه...!



ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 25 تیر 1391 ساعت 09:16 ب.ظ توسط MaHi SHINee نظرات داستان

سلام اینم از پارت 6وم داستان...
امیدوارم خوشتوووووووووووووووووووووووون بیاد...فقط مونده پارت آخر...
و راستی یه چیزه دیگه ممکنه من فردا شب نتونم پارت آخر PrinCesS Spell رو بذارم چون فردا از عصر میرم بیرون و وقتی که برگردم هم آیدا باهام میاد خونه مون...و یه خبره بدتر اینکه ممکنه حتی جمعه هم نتونم آپ کنم البته میگم که ممکنه چون هر چیزی ممکنه تا اون موقع اتفاق بیفته...آخه جمعه مهمون داریم و وقت نمیکنم که داستان بنویسم وگرنه با آیدا میایم نت و داستاناتون رو میخونیم!(حالا نه که خیلی داستان میذارید...!)
خب حالا این چیز میزای چرند و پرند رو ول کنید برید ادامه مطلب که منتطره شماس...




بچه ها یه عکسه دیگه توی ادامه مطلب گذاشتم یکم به داستان ربط داره ولی اینو بگم که یه موقع ذهنتون راهه دور نره ها...!از من گفتن بود برید ادامه مطلب...!



ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 21 تیر 1391 ساعت 08:56 ب.ظ توسط MaHi SHINee نظرات داستان

خب اینم از پارت 5وم...بریـــــــم واسه از بین بردن عجوزه هه...!
حالا همچینی میگم که انگار من اینکارو میخوام بکنم!هههههههه خب حالا من و اونیو نداریم که..!
برین بوخونین که میخوایم امشبم بترکونیـــــــــــــم




ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 20 تیر 1391 ساعت 09:01 ب.ظ توسط MaHi SHINee نظرات داستان

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید

سلام...خب امشب قراره وب بره هوا
پس حالا 1.....2....3....... برین ادامهههههه....هههههه



تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 19 تیر 1391 ساعت 08:29 ب.ظ توسط MaHi SHINee نظرات داستان

سلام...اومدم با پارته 3
بریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن بوخونین و بنظریــــــــــــن!!!







ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 6 تیر 1391 ساعت 01:19 ق.ظ توسط MaHi SHINee نظرات داستان

سلاممم من بالاخره با پارته 2 داستان اومدمممم..........
میدونم باورتون نمیشه پس برید بخونید تا باورتون بشه!!!
امشب که تولدمه اومدم واستون آپ کنم تا منم بهتون یه هدیه ای داده باشممممممممم من واقعا سورپرایز شدم فکر نمیکردم که همه یادشون باشه و انقدر بهم لطف داشته باشن... از همه ی اونایی که واسم تولد گرفتن از صمیم قلبم ممنونم (مهسایی-فرنازی-ثارگلی-رهایی-مبینایی و ...) از همتووووون خیلی خیلی خیلی ممنونم و عاشقتووونم یه عالمه اندازه یه قابلمه!
از جی-آجی نگینی-آجی نسیمی-فاطی جونم-دخی عمم آیدایی-چینگوم مریمی-زهرایی-هستی جون-آجی آزیتام و ... از شماها هم خیلی ممنووووووونم که هرکدومتون یه جورایی بهم تبریک گفتین و منو خوشحالیدین!
همتونو میدوستم! این اسما رو هم گفتم که پوز بدم و بگم من اینم!
هههههههههههههههههه آخه کسایی که بهم تبریک گفتن خیلی زیاد بودن و من کلا امشب جو گرفتتم و دیوونه شدم!!! از دسته کارای شما!!! اونیو هم که واسم کادو لامبرگینی صورتی گرفته من دیگه رفتم فضا! فقط اگه کی نبرتش! نگین جلوی کی رو بگیر این روزا نیاد خونه مون من ماشینمو دوست دارم!
ههههههههه دیگه ور زدن بسه ممنوووووووووون و برید ادامه!



این عکسه گلیه که توی داستان دربارش نوشتم...سمیه!




⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
موقعیت:وسطه راه

پسرا همین جوری داشتن راه میرفتن که یهو همشون باهم ایستادن!!!
کیبوم:شما هم همین احساس رو دارین؟
پسرا به هم دیگه نگاه کردن و سراشونو به علامت مثبت بالا و پایین بردن و بعد دوباره برگشتن سمته جایی که قورباغه ها(دخترا) بودن...

⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔

دخترا نا امید همین جوری پهنه زمین شده بودن و ناراحت به زمین خیره شده بودن که یهو هرکدومشون دوتا پا جلوی صورتشون دیدن و همین جوری که سرشونو بردن بالا پسرا رو بالای سرشون دیدن!!!
مهسا:شما هنوز نرفتین؟
تمین:جای جادوگره کجاس؟!!


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 4 تیر 1391 ساعت 12:10 ق.ظ توسط MaHi SHINee نظرات داستان




قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز