تبلیغات
ΔΨ!!!...Exotic Stories...!!!ΨΔ - 2/☼Vamρire Girls☼


ΔΨ!!!...Exotic Stories...!!!ΨΔ

♥☺온유♥키♥ 난 널 사랑해☺♥

سلام
سلوم
سیلوم
چطورین....؟؟؟ من که خوف نیستم امشب...حالا بماند چرا!
کاش فردا روحیه م خوب بشه...
خووووووووووووووب من اومدم با این آپ...اینم زیاد نیست ولی خب قشنگیه این داستانا به کم بودنشونه دیگه...
راستی یه خبرم واستون دارم اونم اینه که پارت بعدی Please Don't Be Selfi6 رو فردا موذارم...
فقط به خاطر شماااااا آجیای گلم
خب دیگه چه خبر...؟؟؟ با امتحانات چیکار موکونید؟
ایشاالله همتون معدل آخر سالتون 20 بشه
من که نمیشه!
خب دیگه من کارام تموم شد...حالا نوبت شماس که با نظراتتون بهم انرژی بدین
بدیناااا....ضایع م نکنین!
خب دیگه چقدر وراج شدم من...اااا...یاد I'm Sorry و تمین افتادم که هی بهم میگفت وراج...! هه هه هه...خب دیگه برید بوخونید و بونظرید...زیادزیادزیاد



موقعیت: وسط جنگل/کلبه ی دخترا
پسرا بیهوش افتاده بودن گوشه ی کلبه.
مهسا:اشتباه کردیم...باید همون موقع کارشون رو میساختیم...نباید با خودمون میاوردیمشون اینجا!
نسیم:اخه تا مارو دیدن غش کردن...اصلا رنگ صورتشون پریده بود.
آزیتا:دخترا من نمیتونم تحمل کنم دیگه...حالم خوش نیست...کدومشون مالِ من؟
دخترا بهم دیگه نگاه کردن.
مهشاد:نه صبر کن بهوش بیان بعد...اونجوری حالش بیشتره!
نگین:حق با مهشاده...صبر کنیم تا بهوش بیان.
دخترا پسرا رو بستن به صندلی و دقیقا هرکدومشون نشستن رو به روی یکیشون و همین جوری بهش خیره شده بودن.
نسیم:اینا خیلی با آدمای قبلی فرق دارن..................نمیدونم چرا من یه حس عجیبی بهشون دارم.
نگین:منم یه حس عجیب بهم دست داده یه حسی که تا حالا هیچ وقت تجربه ش نکرده بودم!
کیبوم به هوش اومد و با دیدن دخترا زبونش بند اومده بود و اصلا نمیتونست چیزی بگه...
دخترا هم به کیبوم خیره شده بودن و منتظر یه حرف از طرف اون بودن ولی کیبوم چیزی نمیگفت......معلوم بود که خیلی ترسیده و وحشت کرده!
همشون کم کم بهوش اومدن.
اونیو:پ..پ..پس و...واقعا خون آشاما وجود دارن؟
کیم بام:باورم نمیشه!
تمین:ما کی اومدیم اینجا؟
کیبوم:ام....تمین خون آشاما بلدن حرف بزنن یا نه؟
تمین:خب چرا از من میپرسی؟
-چون تو بیشتر از همه راجع بهشون کنجکاو بودی و اخبار رو نگاه میکردی...
-ولی توی اخبار راجع به حرف زدن اونا چیزی نگفت!
مینهو:بسهههههه...الان وقت این حرفا نیست.
دخترا که داشتن حرفای پسرا رو گوش میدادن با هم گفتن:آره میتونیم حرف بزنیم.
پسرا با شنیدن صدای دخترا تنشون لرزید...
صدای دخترا خیلی قشنگ بود...پسرا فکر میکردن که خون آشاما خیلی زشت و بد صدا هستن ولی ظاهر دخترا دقیقا برعکس این فکر بود...دخترا خیلی زیبا بودن و صدای قشنگی هم داشتن ولی تنها ویژگی بدی که داشتن خون آشام بودنشون بود..............این ویژگی دخترا رو از بقیه ی انسان ها جدا میکرد......
کیم بام:شما واقعی هستید؟؟؟
آزیتا:چی؟
-ه..هیچی...
اونیو:پس چرا مارو نمیخورید؟
مهشاد زد زیر خنده...
-ما که آدم خوار نیستیم.......!!!!!!!
-خب حالا هرچی که هستید...
کیبوم:وایییییییییی...من حتی فکرشم نمیکردم که یه بار گیر چندتا دختر آدم خوار بیفتیم!
نگین:ببینم مگه نشنیدی مهشاد چی گفت...؟ ما آدم خوار نیستیم........
-خب تو هم مگه نشنیدی اونیو چی گفت؟ حالا هرچی که هستید!
آزیتا:بسهههه...من حالم بده....دیگه تحمل ندارم.
تمین:وای...بسم الله...میخوان بخورنمون!!!
دخترا همون جوری خشک نشسته بودن جلوی پسرا.
اونیو:پس چرا نشستین...؟کی قراره منو بخوره؟
کیم بام:اههه...بابا اونیو تو مثل اینکه از جونت سیر شدیا!!!دوست داری زودتر بخورتت؟
-خب اول و اخرش که باید خون مونو بدیم...حالا چه الان چه چند ساعت دیگه...فرقی نداره که.
تمین:پس اول اونیو رو بخورید.
کیبوم:تمین قضیه رو شوخی گرفتی؟
-نه خب خودش میگه دیگه....مگه نشنیدی؟
دخترا از سر زمین بلند شدن و رفتن سمت پسرا...
پسرا رنگ صورتشون پریده بود و خیلی ترسیده بودن..........
دخترا دقیقا بالای سر پسرا ایستاده بودن.
یعنی:
مهشاد بالای سر اونیو...
مهسا بالای سر تمین...
نگین بالای سر کیبوم...
نسیم بالای سر مینهو...
و آزیتا هم بالای سر کیم بام...
پسرا چشم هاشونو بسته بودن و میلرزیدن.
دخترا صورتشونو بردن جلو...
پسرا مظلومانه و غمگین به دخترا خیره شدن............این نگاه پای دخترا رو به لرزه انداخت...قلبشون انقدر تند تند میزد که احساس میکردن داره از جاش کنده میشه.............واسه ی اولین بار بود که یه همچین حسی داشتن................یه حسی که مانع انجام کارشون میشد و نمیدونستن که این چه حسیه...این حسی که تا حالا تجربه ش نکرده بودن عشق بود...
-----------------------------------------------------
خب چه طور بود...؟
نظر یادتون نرههههههههههه هااااا...

نوشته شده در پنجشنبه 31 فروردین 1391 ساعت 07:00 ب.ظ توسط MaHi SHINee نظرات داستان




قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز